پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

پخته به حکمتی کنم، بادهٔ نارسای را

بر سر خم نهاده ام، خشت کلیسیای را

گر بودت به عاشقی، لخت دلی نیازکن

توشه ببند بر میان، نالهٔ ره گرای را

محمل لیلی از نظر رفت و نشان پی گم است

گوش به راه حیرتم، زمزمهٔ درای را

برهمنی کمینه ام، سجده بر صنمکده

چین بگشا ز ابروان، قبله من، خدای را

جام صبوح کش چو گل، تا که به جلوه آورد

مشرق چاک پیرهن، سینه دلگشای را

فصل بهار روی تو، کلک زبان بریده ام

نغمه شکسته در گلو، بلبل خوش نوای را

جلوه نو خطان حزین ، ازرخ ساده خوشتراست

غالیه ساز صفحه کن، خامهٔ مشک سای را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱شوری به سر افتاده، رسوای محبت را
  2. شمارهٔ ۱۲۲شهیدان تو را ای نونهال سرگرانی‌ها
  3. شمارهٔ ۱۲۳پس از ما تیره‌روزان روزگاری می‌شود پیدا
  4. شمارهٔ ۱۲۴مکن دشوار از تن پروری آزادی جان را
  5. شمارهٔ ۱۲۵در فتح باب میکده باشد گشاد ما
  6. شمارهٔ ۱۲۶نخواهد برد از ما صرف‌های خصم عنید ما
  7. شمارهٔ ۱۲۷جنون را کارها باقی ست با مشت غبار ما
  8. شمارهٔ ۱۲۸۱۲۸ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.