پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

نخواهد برد از ما صرف‌های خصم عنید ما

جبین از خون قاتل سرخ می‌سازد شهید ما

به گوش نغمه سنجان چمن بیگانه می‌آید

برون از پرده دل چون فتد گفت و شنید ما

ثمر در عالم انصاف ازین بهتر نمی‌باشد

تن آزادگان می‌پرورد در سایه، بید ما

مغانی باده ریزد، خانقاهی می به دور آرد

اگر پیر خرابات مغان گردد مرید ما

سیه‌روزی ما را اعتباری نیست چندانی

به بازی جامه را در نیل زد، بخت سفید ما

بیا گر مرد ساز و سوز عشقی ناله‌ای بشنو

که آتش می‌زند در خشک و تر، طرز نشید ما

گشاد کار خود را دیده‌ام در عشق و رسوایی

حزین ، از سینهٔ چاک است درگاه امید ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸۱۲۸ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  2. شمارهٔ ۱۲۹غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  3. شمارهٔ ۱۳۰۱۳۰ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  4. شمارهٔ ۱۳۱۱۳۱ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  5. شمارهٔ ۱۳۲نیست هوای بوستان، کنج قفس خزیده را
  6. شمارهٔ ۱۳۳از زلف تو داریم پریشانی خود را
  7. شمارهٔ ۱۳۴فکندم چاک‌ها در جیب جان بی‌تابی خود را
  8. شمارهٔ ۱۳۵ز خورشید قیامت گر کنم بالین سر خود را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.