پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳

از زلف تو داریم پریشانی خود را

وز آینه ی روی تو حیرانی خود را

دیگر چومن امروز به شیرین سخنی نیست

از لعل تو دارم گهر افشانی خود را

جایی که اثر نیست، فغان هرزه دراییست

دل باکه سراید غم پنهانی خود را؟

تنها بگدازیم من و شمع وگر نه

دارد همه کس، فکر تن آسانی خود را

بزمی که حزین تو در آن گرم سخن شد

ظاهر نکند شمع، زبان دانی خود را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵ز خورشید قیامت گر کنم بالین سر خود را
  2. شمارهٔ ۱۳۶نمی‌گوید کسی امروز چرخ بی‌مروت را
  3. شمارهٔ ۱۳۷ز بیگانه پرداخت بوم و برم را
  4. شمارهٔ ۱۳۸۱۳۸غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  5. شمارهٔ ۱۳۹۱۳۹غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  6. شمارهٔ ۱۴۰۱۴۰غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  7. شمارهٔ ۱۴۱تمنا چون نسوزد در ضمیر من؟ که می باشد
  8. شمارهٔ ۱۴۲هلاک جلوه ام قد قیامت دستگاهان را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.