پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

نمی‌گوید کسی امروز چرخ بی‌مروت را

که تا کی می‌خوری چون آب، خون اهل غیرت را

صف برگشته مژگانی که من سرگشتهٔ اویم

چو مجنون برده از چشم غزالان خواب راحت را

بود هرگوشه برپا محشر داغ نمک سودی

ببین در سینه من شور صحرای قیامت را

فلک را فارغ از تدبیر کار رزق خود کردم

گزیدم شمع سان از بس که انگشت ندامت را

به عادت اینکه در هر لمحه مژگان می زنی برهم

کف افسوس باشد چشم خواب آلود غفلت را

حزین گر می کنی، پیش از رقیبان جان نثارش را

مکن چون غافلان از کف رها دامان فرصت را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸۱۳۸غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  2. شمارهٔ ۱۳۹۱۳۹غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  3. شمارهٔ ۱۴۰۱۴۰غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  4. شمارهٔ ۱۴۱تمنا چون نسوزد در ضمیر من؟ که می باشد
  5. شمارهٔ ۱۴۲هلاک جلوه ام قد قیامت دستگاهان را
  6. شمارهٔ ۱۴۳کشم خط از سواد خامه زلف عنبرافشان را
  7. شمارهٔ ۱۴۴ای جنت نقد از رخ زیبای تو ما را
  8. شمارهٔ ۱۴۵۱۴۵ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.