پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

تمنا چون نسوزد در ضمیر من؟ که می باشد

تف صحرای محشر، سینه های دل فگاران را

نیم کوته نظر کز نارساییهای خود سنجم

به آن زلف مسلسل، امتداد روزگاران را

تهی کف رفتن بی قسمتان از من بدان ماند

که باز آرند از میخانه خالی، هوشیاران را

گل خرم دلی بی نکهت او نشکفد جایی

بهار عهد جمشید است جام می گساران را

سراید یک نیستان ناله را هر استخوان من

در آن وادی که چون مورند شیران، نی سواران را

شکوهی عاشقان راعشق بخشیده ست کز وحشت

پلنگ آهو شود نخجیرگاه داغداران را

زمین سینه ام از آب پیکان تو گلشن شد

نخواهد خاک این آماجگه، جز تیر باران را

گریبان چاک باشد دلق ما تردامنان تا کی؟

به می آلوده گردان خرقهٔ پرهیزگاران را

حزین ، از خامه مشکین سوادم چون رقم ریزد

ورق ماند به دستم، عارض نوخط عذران را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳کشم خط از سواد خامه زلف عنبرافشان را
  2. شمارهٔ ۱۴۴ای جنت نقد از رخ زیبای تو ما را
  3. شمارهٔ ۱۴۵۱۴۵ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  4. شمارهٔ ۱۴۶۱۴۶ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  5. شمارهٔ ۱۴۷۱۴۷ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  6. شمارهٔ ۱۴۸دیده ها واله نظارهٔ مژگان خوشی ست
  7. شمارهٔ ۱۴۹سنگ و سفال میکده گوهر کند شراب
  8. شمارهٔ ۱۵۰عاشق مهجور، وصل دلستان بیند به خواب
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.