پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۰

عاشق مهجور، وصل دلستان بیند به خواب

دیدهٔ محتاج، گنج شایگان بیند به خواب

بعد این چشم من آن سرو روان بیند به خواب

دیدهٔ عاشق مگر بخت جوان بیند به خواب

دل کجا و طرهٔ نازک نهالان از کجا؟

مرغ بی بال و پر ما، آشیان بیند به خواب

مرگ عاشق گفتم او را مهربان سازد نشد

قمری ما سرو او را سرگران بیند به خواب

دولت بیدار را در دیده ریزم خاک خشک

گرجبینم سجدهٔ آن آستان بیند به خواب

مرگ هر کس در حقیقت نقش حال زندگی ست

هر چه کس بیند به بیداری، همان بیند به خواب

صبح محشر سرگران برخیزد از خواب لحد

گر شبی زاهد، خرابات مغان بیند به خواب

وصا ازکف رفته را دیگرکجا یابی حزین ؟

در خزان بلبل بهار بی خزان بیند به خواب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲از سوز ناله ام، دل جانان خبر نداشت
  2. شمارهٔ ۱۵۳۱۵۳ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  3. شمارهٔ ۱۵۴۱۵۴ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  4. شمارهٔ ۱۵۵۱۵۵ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  5. شمارهٔ ۱۵۶فتنهٔ روز جزا در قدم جلوهٔ اوست
  6. شمارهٔ ۱۵۷ساقی از ورع کیشان، مطرب از خموشان است
  7. شمارهٔ ۱۵۸در مجلس ما خون دل است اینکه به جام است
  8. شمارهٔ ۱۵۹تا تشنه به خون، نرگس مستانه ی یار است
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.