پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

از سوز ناله ام، دل جانان خبر نداشت

آن شاخ گل، ز مرغ خوش الحان خبر نداشت

بیهوده سینه بر در و بام قفس زدیم

صیاد ما ز حال اسیران خبر نداشت

بر لب گذشت اگر چه به مستی حدیث زهد

امّا، دل ز توبه پشیمان، خبر نداشت

آیینه وار اگر نتپیدم، غریب نیست

از جلوهٔ تو دیدهٔ حیران خبر نداشت

شوریده را به زیر قدم خار و گل یکی ست

سیل از بلند و پست بیابان خبر نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴۱۵۴ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  2. شمارهٔ ۱۵۵۱۵۵ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  3. شمارهٔ ۱۵۶فتنهٔ روز جزا در قدم جلوهٔ اوست
  4. شمارهٔ ۱۵۷ساقی از ورع کیشان، مطرب از خموشان است
  5. شمارهٔ ۱۵۸در مجلس ما خون دل است اینکه به جام است
  6. شمارهٔ ۱۵۹تا تشنه به خون، نرگس مستانه ی یار است
  7. شمارهٔ ۱۶۰حرف غم عشق از لب خندان که جسته ست؟
  8. شمارهٔ ۱۶۱دمیدن از سمنش مشک ناب نزدیک است
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.