پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۶

فتنهٔ روز جزا در قدم جلوهٔ اوست

با قیامت قد او دست و گریبان برخاست

چون برد شمع، سرخود به سلامت بیرون؟

صبح از بزم تو، با زخم نمایان برخاست

چقدر حوصله ساز است دل آب شده

شبنم از کوی تو با دیدهٔ حیران برخاست

ای خرد، عمر تو کم، در غم دنیا بنشین

ای جنون وقت تو خوش، بوی بهاران برخاست

این غزل گوشزد واله دانادل کن

آنکه از مهد، مسیحای سخندان برخاست

به صریر قلم پرده گشای تو حزین

شوری از حلقه مرغان خوش الحان برخاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۸در مجلس ما خون دل است اینکه به جام است
  2. شمارهٔ ۱۵۹تا تشنه به خون، نرگس مستانه ی یار است
  3. شمارهٔ ۱۶۰حرف غم عشق از لب خندان که جسته ست؟
  4. شمارهٔ ۱۶۱دمیدن از سمنش مشک ناب نزدیک است
  5. شمارهٔ ۱۶۲عهد پیرانه سری، عشق جوان افتاده ست
  6. شمارهٔ ۱۶۳در پی دلشدگان غمزه ی طنازی هست
  7. شمارهٔ ۱۶۴دارد سر ما شورش سودایی اگر هست
  8. شمارهٔ ۱۶۵آوازه ام از رتبه گفتار بلند است
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.