پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵

آوازه ام از رتبه گفتار بلند است

نامم چو نی، از کلک شکربار بلند است

با جلوهٔ او در چه حساب است وجودم؟

از خار و خسم، شعلهٔ دیدار بلند است

برخیز که خود را برسانیم به دامی

تا نالهٔ مرغان گرفتار بلند است

کوتاه شد افسانهٔ نی با همه دعوی

ما را شکرین نغمه، ز منقار بلند است

دیری ست که منصور پریده ست ازین شاخ

هم بانگ اناالحق زدن، از دار بلند است

یک رشته که بی گوهر ذکر تو بود، نیست

تسبیح تو، از سبحه و زنّار بلند است

کوته شمرم مدّ حیات ابدی را

زلف سیه یار و شب تار بلند است

نبود به ره مصر حزین ، چشم امیدم

بوی خوش یار از در و دیوار بلند است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷به باغ راه خزان و بهار نتوان بست
  2. شمارهٔ ۱۶۸بر سر خود دهدم جا، خم پاکیزه سرشت
  3. شمارهٔ ۱۶۹آب حیات در رقم مشک فام ماست
  4. شمارهٔ ۱۷۰هزار رنگ گل داغ در کنار من است
  5. شمارهٔ ۱۷۱چه دولتی است که دردت نصیب جان من است!
  6. شمارهٔ ۱۷۲لعلت حیات بخش دل و جان عاشق است
  7. شمارهٔ ۱۷۳از شرم، زبانم به گلستان تو بسته ست
  8. شمارهٔ ۱۷۴یاری که غمی می برد از یاد، شراب است
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.