پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۴

یاری که غمی می برد از یاد، شراب است

خون گرمی اگر هست درین بزم، کباب است

ناصح مدم افسون، که خراباتی عشقیم

این گوش، پر از زمزمهٔ چنگ و رباب است

هر جا که دلی بود به معمورهٔ امکان

در عهد تو ای خانه برانداز، خراب است

خاکستر دلها، همه بر باد فنا رفت

برق نگهت باز چرا گرم عتاب است؟

دیدار طلب باش که در دیدهٔ مردان

آسودگی هر دو جهان یک مژه خواب است

در راه تو، چون گرد فشاندیم ز دامن

بی تابی و صبری که درنگ است و شتاب است

گاهی شرر از دیده فرو ریزد و گه اشک

کز لعل می آلود تو، در آتش و آب است

هنگامهٔ معشوق بود گرم ز عاشق

از آتش دلهاست که آن طرّه به تاب است

از دلق می آلود مپرسید حزین را

کایام گل و جوش مل و عهد شباب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۶عالم تمام از رخ جانانه روشن است
  2. شمارهٔ ۱۷۷احساس مبدل شد و محسوس همان است
  3. شمارهٔ ۱۷۸صبح را لمعهٔ نور از ید بیضای دل است
  4. شمارهٔ ۱۷۹ای وقف شهیدان تو صحرای قیامت
  5. شمارهٔ ۱۸۰تلقین حجت از لب جانانم آرزوست
  6. شمارهٔ ۱۸۱زان پیشتر که باده به پیمانه آشناست
  7. شمارهٔ ۱۸۲دیده تا بر هم زدم سامان باغ از دست رفت
  8. شمارهٔ ۱۸۳قدح تا گرفتم بهاری به سر رفت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.