پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲

دیده تا بر هم زدم سامان باغ از دست رفت

ذوق مستی داشتم چون گل، ایاغ از دست رفت

پای در دامان کشیدم شد گریبانگیر، عشق

رفتم از دنبال دل، کنج فراغ از دست رفت

رنگ مطلب ریختن خاکسترم بر باد داد

بویی از گلزار می جستم، دماغ از دست رفت

تا سرآمد کوچه راه عمر، پا ازکار ماند

بس که سودم کف به هم ز افسوس، داغ از دست رفت

عزم کویش داشتم، دانش به حیرانی کشید

کوچه راهی طی نکردیم و سراغ از دست رفت

زیر گردون بود ازمی بزم ما روشن حزین

در شبستانی به این ظلمت، چراغ از دست رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴تیغت به سرم خمار نگذاشت
  2. شمارهٔ ۱۸۵نه تنها گل گریبان چاک بازار است از دستت
  3. شمارهٔ ۱۸۶پیغام غنچه با دم مشکل گشای کیست؟
  4. شمارهٔ ۱۸۷یا رب این غنچه دهن مست ز میخانهٔ کیست؟
  5. شمارهٔ ۱۸۸گرمی مهر، به ویرانه و آباد یکی ست
  6. شمارهٔ ۱۸۹حق را بطلب مسجد و میخانه کدام است؟
  7. شمارهٔ ۱۹۰شمع سان با تو شبم رفت و تمنا مانده ست
  8. شمارهٔ ۱۹۱به تن ز بادهٔ عشق تو رنگ و بو کافی ست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.