پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۹

حق را بطلب مسجد و میخانه کدام است؟

از باده بگو، شیشه و پیمانه کدام است؟

محراب دل آن جلوهٔ آغوش فریب است

نشناختهام کعبه و بتخانه کدام است؟

بند از مژه برداشت خیال رخ ساقی

ای ابر ببین، گریهٔ مستانه کدام است؟

از صحبت صوفی منشان سوخت دماغم

ای باده پرستان، ره میخانه کدام است؟

سرتا سر این دشت، پر از جلوهٔ لیلی ست

امّا نتوان گفت که جانانه کدام است؟

با هر سر خاری کششی هست، ندانم

کآشوب فزای دل دیوانه کدام است؟

در بزم، حریفان همگی واقف رازند

از یار ندانیم که بیگانه کدام است؟

آن جلوه برد ره به سوای دل ما

با برق مگویید سیه خانه کدام است؟

چون شمع حزین ، از مژه ات دود برآید

بنمایم اگر گرمی افسانه کدام است؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱به تن ز بادهٔ عشق تو رنگ و بو کافی ست
  2. شمارهٔ ۱۹۲زان شراری که نهان در دل خارا می سوخت
  3. شمارهٔ ۱۹۳فروغ آن گل رخسار بی نقابم سوخت
  4. شمارهٔ ۱۹۴نگاه گوشهٔ آن چشم میگسارم سوخت
  5. شمارهٔ ۱۹۵آمد آن شمع شبی بر سر و، سامانم سوخت
  6. شمارهٔ ۱۹۶اشکم نمک به یاد لبت در ایاغ ریخت
  7. شمارهٔ ۱۹۷در دل چو به یاد رخ او نور فرو ریخت
  8. شمارهٔ ۱۹۸مجنون مرا شور تو بی پا و سر انداخت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.