پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

اشکم نمک به یاد لبت در ایاغ ریخت

غم لاله لاله خون دل از چشم داغ ریخت

از خار خار هجر تو پای تلاش من

خون هزار آبله را در سراغ ریخت

عشق تو داد مغز سرم را به خرج داغ

این بود روغنی که مرا در چراغ ریخت

ای باد مشک بیز ز زلف که می رسی؟

شور قیامت از تو مرا در دماغ ریخت

آمد صبا ز جلوه گهت آستین فشان

تب لرزه ای به تازه نهالان باغ ریخت

آسودگی بلاست اسیران عشق را

بال و پر دلم به شکنج فراغ ریخت

آمد ز خاک کوی تو دامن کشان صبا

گلهای رنگ و بو به گریبان باغ ریخت

باشدگلی ز غنچه دلیهای من حزین

اشکم که لاله لاله، به دامان باغ ریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸مجنون مرا شور تو بی پا و سر انداخت
  2. شمارهٔ ۱۹۹هر زهر که چشمت به ایاغ دل ما ریخت
  3. شمارهٔ ۲۰۰زانرو که زد به بلبل پرشور، پشت دست
  4. شمارهٔ ۲۰۱از داغ او سرم به گریبان آتش است
  5. شمارهٔ ۲۰۲کام، آشنا به ماحضر روزگار نیست
  6. شمارهٔ ۲۰۳بی شمع می، به بزم دل و دیده نور نیست
  7. شمارهٔ ۲۰۴در خاطر خدنگ قضا هر نهان که هست
  8. شمارهٔ ۲۰۵خورشید و ماه آینهٔ حسن یار نیست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.