پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۲

کام، آشنا به ماحضر روزگار نیست

جز زهر غصه در شکر روزگار نیست

داندکسی که محنت هستی کشیده است

دردی بتر، ز دردسر روزگار نیست

آسوده اند از غم ایام، بیخودان

در ملک وحشتم، خبر روزگار نیست

نعلم چو آفتاب ز جایی در آتش است

سودی امیدم، از سفر روزگار نیست

درباب، فیض صبح بناگوش یار را

تاثیر فیض، با سحر روزگار نیست

زلفش حوالهٔ دل شوریدگان کند

هر فتنه ای که زیر سر روزگار نیست

از خود جدا نشسته و آسوده خاطرم

کاری مرا به شور و شر روزگار نیست

داری طمع ز دیدهٔ شوخ ستارگان

آب حیا، که در گهر روزگار نیست

حشم بد زمانه بود درکمین ما

خرم کسی که، در نظر روزگار نیست

دارد حزین ، اگر چه ره عشق خارها

امّا، چو راه پر خطر روزگار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴در خاطر خدنگ قضا هر نهان که هست
  2. شمارهٔ ۲۰۵خورشید و ماه آینهٔ حسن یار نیست
  3. شمارهٔ ۲۰۶لب از خون تر کنم گر ساغری نیست
  4. شمارهٔ ۲۰۷تا دل از خود نرود، حال پریشانی هست
  5. شمارهٔ ۲۰۸دل گواه است که در پرده دلارایی هست
  6. شمارهٔ ۲۰۹درین زمانه نه یاری نه غمگساری هست
  7. شمارهٔ ۲۱۰دل خوردن عشاق تو کار دگران نیست
  8. شمارهٔ ۲۱۱عاشق حریف حملهٔ شیر دلیر نیست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.