پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۸

دل گواه است که در پرده دلارایی هست

هستی قطره دلیل است که دریایی هست

گر غرورت نکشد کلفت هم صحبتیم

نگه عجز مرا عرض تمنّاّّیی هست

نبود لایق حسن این همه بی پروایی

داد دل گر نتوان داد، مدارایی هست

نم خونی به دلم مانده، خماری بشکن

از شراب کهن اینجا ته مینایی هست

حسن بی پرده، ز غمّازی عشق است حزین

شور مجنون همه جاگفته که لیلایی هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۰دل خوردن عشاق تو کار دگران نیست
  2. شمارهٔ ۲۱۱عاشق حریف حملهٔ شیر دلیر نیست
  3. شمارهٔ ۲۱۲در راه محبت، سر اگر شد قدمی هست
  4. شمارهٔ ۲۱۳نخلم از گریه در آب است و ثمر پیدا نیست
  5. شمارهٔ ۲۱۴چشم صاحب نظران در پی دنیاست که نیست
  6. شمارهٔ ۲۱۵با مستی غمت به شراب احتیاج نیست
  7. شمارهٔ ۲۱۶می عشق است که عالم همه میخانهٔ اوست
  8. شمارهٔ ۲۱۷دل در حریم وصل تو، پا را نگه نداشت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.