پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۱

عاشق حریف حملهٔ شیر دلیر نیست

در سینه اش اگر جگری همچو شیر نیست

از تیغ بازی نگهت می توان شناخت

کز خون هنوز نرگس مست تو سیر نیست

در کار عشق، حوصله باید حریف را

منصور، مرد معرکهٔ دار و گیر نیست

کودک، مشیمه را نشمارد به خویش تنگ

دنیا به چشم مردم دنیا حقیر نیست

لب بسته ام که با دل سنگین روزگار

تأثیر، کار نالهٔ گردون مسیر نیست

دارم کف از خمار، به میخانه رعشه دار

پیر مغان مگر به کسی دستگیر نیست؟

بیگانه نیست محرم آواز آشنا

مرغ چمن به خامهٔ من هم صفیر نیست

داری سری چو بلبل اگر مست بوی گل

فرقی میان بستر خار و حریر نیست

ای نوجوان کناره مکن از حزین زار

عاشق اگر چه پیر بود، عشق پیر نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۳نخلم از گریه در آب است و ثمر پیدا نیست
  2. شمارهٔ ۲۱۴چشم صاحب نظران در پی دنیاست که نیست
  3. شمارهٔ ۲۱۵با مستی غمت به شراب احتیاج نیست
  4. شمارهٔ ۲۱۶می عشق است که عالم همه میخانهٔ اوست
  5. شمارهٔ ۲۱۷دل در حریم وصل تو، پا را نگه نداشت
  6. شمارهٔ ۲۱۸گرتو را روی زمین خواهش ماوای خوشی ست
  7. شمارهٔ ۲۱۹ای تازه به دیدار تو ایمان خرابات
  8. شمارهٔ ۲۲۰ای یوسف مصر از تو گرفتار محبت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.