پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۶

می عشق است که عالم همه میخانهٔ اوست

خرد پیر، خراباتی دیوانهٔ اوست

همه جا جلوه گه لیلی صحرایی ماست

هر کجا چشم غزالیست سیه خانهٔ اوست

یارب آن لعل شکرخا همه جا نوشش باد

خون ما بی گنهانی که به پیمانهٔ اوست

حیرت افزا صنمی،کز دل ما برده قرار

کعبه هم سنگ نشان ره بتخانهٔ اوست

از من بی سر و پا، چشم مدارید شکیب

دل خراب نگه نرگس مستانهٔ اوست

این چه نوریست که از طور تجلَیست بلند؟

شمع جانهای مقدَس، همه پروانهٔ اوست

جز حدیث سر زلفش نکند یاد، حزین

شب نشینان همه را گوش بر افسانهٔ اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۸گرتو را روی زمین خواهش ماوای خوشی ست
  2. شمارهٔ ۲۱۹ای تازه به دیدار تو ایمان خرابات
  3. شمارهٔ ۲۲۰ای یوسف مصر از تو گرفتار محبت
  4. شمارهٔ ۲۲۱بلبل و پروانه را عشق گریبان گرفت
  5. شمارهٔ ۲۲۲ز لنگر دل دیوانه، عشق بند گسست
  6. شمارهٔ ۲۲۳در طینتم از بس که رگ و ریشه، وفا داشت
  7. شمارهٔ ۲۲۴صد جان به حسرت سوختی، آهی ز جایی برنخاست
  8. شمارهٔ ۲۲۵دور از در تو روضه ی رضوان به ما نساخت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.