پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۱

بلبل و پروانه را عشق گریبان گرفت

این ره بزم، آن یکی، راه گلستان گرفت

تیره شبستان دهر، جای نشستن نبود

دامن جان مرا، صحبت جانان گرفت

جور جهان می شود، قسمت خونین دلان

خار، مکافات برق، ز آبله پایان گرفت

خونی صد خانه است، اشک جهان گرد من

شکرکه این سیل خون، راه بیابان گرفت

آن دل نامهربان سوخت به مرگ حزین

ماتم پروانه را، شمع به سامان گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۳در طینتم از بس که رگ و ریشه، وفا داشت
  2. شمارهٔ ۲۲۴صد جان به حسرت سوختی، آهی ز جایی برنخاست
  3. شمارهٔ ۲۲۵دور از در تو روضه ی رضوان به ما نساخت
  4. شمارهٔ ۲۲۶گل خزان زده ام، زندگی ملال من است
  5. شمارهٔ ۲۲۷گرچه پیمانه ی می مشرق نور دگر است
  6. شمارهٔ ۲۲۸مستان، شب غم رفت و سحرگاه فتوح است
  7. شمارهٔ ۲۲۹رخسار تو را تازگی از چشم تر کیست؟
  8. شمارهٔ ۲۳۰برخاست دل ز سینه و پیکان فرو نشست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.