پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۹

رخسار تو را تازگی از چشم تر کیست؟

این خرّمی از فیض بهار نظر کیست؟

حاشا چه کند، ترک نگاه تو ز قتلم

این دشنه‌ی آلوده به خون، در کمر کیست؟

لب می‌مکم از مائده‌ی درد، خدا را

زهر این همه شیرین به امید شکر کیست؟

خون گرمی‌اش آتش زده در جیب مشامم

در مغز جنون، بوی کباب جگر کیست؟

نور افق تیره‌ی بختم شده داغی

این اختر فرخنده چراغ سحر کیست؟

خاکسترِ طور است بیابانی رشکش

در دامن بال و پر پروانه، سر کیست؟

حسرت شکند در رگ ما گرسنه چشمان

بر سفره‌ی غم، خون جگر، ماحضر کیست؟

در عربده با مهر بود، خوی غیورم

با سوخته‌ام دست و گریبان شرر کیست؟

من هوش ندارم که به لب گوش بدارم

با زمزمه‌ی قاصد آهم خبر کیست؟

پیچیده به آغوش سحر طره‌ی آهم

این زلف، پریشان شده‌ی دوش و بر کیست؟

ای بی خبر از جلوه‌ی این برق سواران

گَرد نفس گرم من از رهگذر کیست؟

رسوایی ما رفته به دامان قیامت

این چاک به اندازه‌ی جیب جگر کیست؟

جز سوخته پروانه‌ی شمعت که حزین است

صد دام و قفس در شکن بال و پر کیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۱ما را تن ضعیف به زندان عالم است
  2. شمارهٔ ۲۳۲حیرانی من محرم آن روی چو ماه است
  3. شمارهٔ ۲۳۳در کوی تو نقش قدمم، حالتم این است
  4. شمارهٔ ۲۳۴از آن، سرم به هوای تو مایل افتاده ست
  5. شمارهٔ ۲۳۵روزی که حجت از خلق، خواهند در قیامت
  6. شمارهٔ ۲۳۶زاهد از ساغر شراب گریخت
  7. شمارهٔ ۲۳۷کون و مکان به زیر نگین قناعت است
  8. شمارهٔ ۲۳۸لطف و قهرت به من سوخته جان هر دو یکی ست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.