پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۸

لطف و قهرت به من سوخته جان هر دو یکی ست

دانه چون سوخت، بهاران و خزان هر دو یکی ست

تا تو مهجوری من خواسته ای، در کامم

تلخی دوری و شیرینی جان هر دو یکی ست

دل خراشانه لبم ناله عبث می سنجد

پلّه ی ناز تو و کوه گران هر دو یکی ست

با جگر تشنگی تیغ شکار اندازت

خون صید حرم و آب روان هر دو یکی ست

اشک گلگون نکند گر چمن آرایی من

چهره ی زرد من و برگ خزان هر دو یکی است

پیش شمشیر جفایی که سر تسلیمم

سختی جان من و سنگ فسان هر دو یکی ست

عمر اگر باخته ام نیست حزین افسوسم

در دیاری که منم سود و زیان هر دو یکی ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۰مژگان سرکشت، رگ جان ها گرفته است
  2. شمارهٔ ۲۴۱تو را چه غم که به درد تو مبتلایی هست؟
  3. شمارهٔ ۲۴۲از کوی تو تا کلبه ی ما فاصله ای نیست
  4. شمارهٔ ۲۴۳اشک چشم من و شراب یکیست
  5. شمارهٔ ۲۴۴چون صبح به بر، دیدهٔ من پیرهنی داشت
  6. شمارهٔ ۲۴۵یک دل به دیاری که وفا صاحب تاج است
  7. شمارهٔ ۲۴۶کی دیده تنها چو دل آغشته به خون است؟
  8. شمارهٔ ۲۴۷بتی دارم که دل دیوانهٔ اوست
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.