پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۷

بتی دارم که دل دیوانهٔ اوست

خراب جلوهٔ مستانهٔ اوست

کند سوسن به شکرش، تر زبانی

لب هر غنچه در افسانهٔ اوست

سر و کارم بود با شعله خویی

دل گرم من آتشخانهٔ اوست

نمی دانم به محفل این چه شمعیست

که جان قدسیان پروانهٔ اوست

نشان ز آن یار هر جایی چه جویی؟

دل هر ذره ای کاشانهٔ اوست

اگر میخوارهای از عشق مگسل

محبت ساقی پیمانهٔ اوست

حیات من بود در دست ساقی

شراب خضر، در پیمانهٔ اوست

حزین ازکوی معماران گل نیست

خرابات محبّت خانهٔ اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۹گل داغ است که صحرای دلم خرّم ازوست
  2. شمارهٔ ۲۵۰اسرار تو با زاهد و ملّا نتوان گفت
  3. شمارهٔ ۲۵۱تا شمع من ز دیدهٔ شب زنده دار رفت
  4. شمارهٔ ۲۵۲در شب شیب، گرانتر شده خوابی که مراست
  5. شمارهٔ ۲۵۳می به بزم ما امشب، از رمیده هوشان است
  6. شمارهٔ ۲۵۴دل در هوس نرگس مستانه اسیر است
  7. شمارهٔ ۲۵۵تا شمع دل، افروخته بزم حضور است
  8. شمارهٔ ۲۵۶برهمن مذهبان زنار بندانند از مویت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.