پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۶

کی دیده تنها چو دل آغشته به خون است؟

سر تا قدم ما چو دل آغشته به خون است

ما و حرم عشق، که از گریهٔ احباب

دیوار و در آنجا، چو دل آغشته به خون است

بازآ که مرا دیده جدا ز آن گل عارض

از خار تمنّا، چو دل آغشته به خون است

از جوش غمت حوصله بر درد، کمی کرد

اینجاست که دریا چو دل آغشته به خون است

ز آن رخنه که افتاده به جیب مه کنعان

دامان زلیخا چو دل آغشته به خون است

این رحم، که آموخت شکار افکن ما را؟

سرتاسر صحرا چو دل آغشته به خون است

خاموش حزین ، کز نفس سینه خراشت

مجموعهٔ انشا، چو دل آغشته به خون است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۸گنجی ست راز عشق، که دل ها خراب اوست
  2. شمارهٔ ۲۴۹گل داغ است که صحرای دلم خرّم ازوست
  3. شمارهٔ ۲۵۰اسرار تو با زاهد و ملّا نتوان گفت
  4. شمارهٔ ۲۵۱تا شمع من ز دیدهٔ شب زنده دار رفت
  5. شمارهٔ ۲۵۲در شب شیب، گرانتر شده خوابی که مراست
  6. شمارهٔ ۲۵۳می به بزم ما امشب، از رمیده هوشان است
  7. شمارهٔ ۲۵۴دل در هوس نرگس مستانه اسیر است
  8. شمارهٔ ۲۵۵تا شمع دل، افروخته بزم حضور است
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.