پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۳

می به بزم ما امشب، از رمیده هوشان است

نی ز بی نواییها، کوچه خموشان است

رگ چو شمع می سوزد، در تنم ز تشنه لبی

آب سرد تیغی کو، خون گرم جوشان است

چشم مست اگر باشد، زهد پارسایی کیست؟

کفر زلف اگر خواهد، دل ز دین فروشان است

تار اگر برید از چنگ، محتسب زیانی نیست

گوش پرده سنجان را هر رگی خروشان است

رایگان حزین ندهی، عهد نوبهاران را

در چمن قدح بستان، گل ز باده نوشان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۵تا شمع دل، افروخته بزم حضور است
  2. شمارهٔ ۲۵۶برهمن مذهبان زنار بندانند از مویت
  3. شمارهٔ ۲۵۷الهی به قربان سرگشتگانت
  4. شمارهٔ ۲۵۸عشق است به دل شور بیابان قیامت
  5. شمارهٔ ۲۵۹هر زخم که از ناوک آن تازه نهال است
  6. شمارهٔ ۲۶۰آزادی ما از غم کونین کران داشت
  7. شمارهٔ ۲۶۱رسوا شدهٔ عشق تو را چاره نکو نیست
  8. شمارهٔ ۲۶۲گل بی تو مرا به دیده خار است
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.