پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۹

هر زخم که از ناوک آن تازه نهال است

بر پیکر من شوختر از چشم غزال است

حالی شده سرمست مرا، بس که تغافل

یک بار نپرسید ز حالم که چه حال است

هجران،گل حرمان حجاب نظر توست

گر دیده گشایی همه جا بزم وصال است

در دام خیالت شده ام، شکل خیالی

یک ره به خیالت نرسد کاین چه خیال است

آیینه آن صنع بود ناقص وکامل

این قصه چرا طول دهم، عرض کمال است

دردی کش میخانهٔ ما شو که نیابی

در جام جم این باده که ما را به سفال است

پرواز حزین از پی آرام اسیری ست

بر معتکف دام و قفس بال وبال است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۱رسوا شدهٔ عشق تو را چاره نکو نیست
  2. شمارهٔ ۲۶۲گل بی تو مرا به دیده خار است
  3. شمارهٔ ۲۶۳فرسوده ز نعمت شده دندان به دهانت
  4. شمارهٔ ۲۶۴بی کس تر ازین عاشق دل خسته کسی نیست
  5. شمارهٔ ۲۶۵برآ از خویش زاهد، وقت شبگیر خرابات است
  6. شمارهٔ ۲۶۶بار ستم یار، گران است و گران نیست
  7. شمارهٔ ۲۶۷عشق اگر یار شود، سود و زیان این همه نیست
  8. شمارهٔ ۲۶۸به گل ترانهٔ مرغان بی نوا عبث است
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.