پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۴

بی کس تر ازین عاشق دل خسته کسی نیست

عمری ست که بیمارم و عیسی نفسی نیست

شورافکن مرغان اسیر است خروشم

دلگیرتر از سینهٔ چاکم قفسی نیست

تا چند توان داد، نفس بیهده بر باد؟

چون نی همه فریادم و فریادرسی نیست

گوشی به خروش من و دل دار، که فرداست

زین قافله رفته، صدای جرسی نیست

همراه رقیبان مگذر از سر خاکم

ما را ز وفای تو جز این ملتمسی نیست

خجلت زده برق درین دشت سرابم

در مزرع بی حاصل من خار و خسی نیست

در محفل این مرده دلان شمع مزارم

می سوزم و از سوز من آگاه کسی نیست

عیب و هنر از لوح جهان هر دو ستردند

عاشق چه عجب گر نبود، بوالهوسی نیست

پوشیده حزین از شب ما، صبح رخ خویش

دل با که نفس راست کند؟ همنفسی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۶بار ستم یار، گران است و گران نیست
  2. شمارهٔ ۲۶۷عشق اگر یار شود، سود و زیان این همه نیست
  3. شمارهٔ ۲۶۸به گل ترانهٔ مرغان بی نوا عبث است
  4. شمارهٔ ۲۶۹داغی که ز شورابهٔ اشکم نمکین است
  5. شمارهٔ ۲۷۰تا نقش خط آن آینه رخسار کشیده ست
  6. شمارهٔ ۲۷۱غبار کلفت ایام، آشنا نگذاشت
  7. شمارهٔ ۲۷۲کار دل و خراش، به هم عشق واگذاشت
  8. شمارهٔ ۲۷۳خوش آنکه، دلم در شکن زلف تو جا داشت
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.