پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۹

داغی که ز شورابهٔ اشکم نمکین است

صد محشر شوریدگیش زیر نگین است

این لخت جگر از ته دندان نگذارم

چون قسمتم از مائدهٔ عشق همین است

لوح هنر خویش خون مژه شستیم

دیگر فلک سفله چرا بر سر کین است؟

آن دل که به تقوا و ورع شیخ حرم بود

در دور نگاه تو، صنم خانه نشین است

ای غالیه سا طرّه، کجا یاد منت هست؟

از دلشدگان تو یکی نافهٔ چین است

چون نقش قدم شد دو جهان خاک نشینش

آن گوهر یکدانه که در خانهٔ زین است

عمرم به فسون رفته و آن آهوی وحشی

آسان نشود رام کسی مشکلم این است

بر شمع محبت شده صرصر، دم سردش

آن واعظ افسرده نفس دشمن دین است

فردا چه بود حال چو کارت به خود افتد؟

بار تو دو روزی ست که بر دوش زمین است

دلها چو صدف بسته میان دایگیش را

ابر قلمم حاملهٔ درّ ثمین است

ای دل به فسون ساز نگاهش مرو از جای

چون غمزهٔ خونخوار بلایی به کمین است

در باغ نه بلبل به خروش است و نه قمری

گوش همه امروز به فریاد حزین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۱غبار کلفت ایام، آشنا نگذاشت
  2. شمارهٔ ۲۷۲کار دل و خراش، به هم عشق واگذاشت
  3. شمارهٔ ۲۷۳خوش آنکه، دلم در شکن زلف تو جا داشت
  4. شمارهٔ ۲۷۴نسرین به چمن برندمد گر بدن این است
  5. شمارهٔ ۲۷۵تو را نمودم و گفتم به دل، که یار این است
  6. شمارهٔ ۲۷۶تن سختی کشم نزار دل است
  7. شمارهٔ ۲۷۷خورشید به حسن یار من نیست
  8. شمارهٔ ۲۷۸هر چه بستیم و گشودیم عبث
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.