پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۷

خورشید به حسن یار من نیست

مه را نمک نگار من نیست

محروم بود همیشه عاشق

این است که در کنار من نیست

نومیدی عاشقان قدیم است

مخصوص به روزگار من نیست

جز لخت دل به غم سرشته

در دیدهٔ اشکبار من نیست

خاصیت عشق خاکساریست

زان پیش تو اعتبار من نیست

هر چند ز عشق خاکسارم

کس نیست که خاکسار من نیست

زلف تو بود به سجدهٔ شکر

که آشفته چو روزگار من نیست

منعم چه کنی ز عشق ناصح؟

غم دارم و غمگسار من نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۹با رنگ لعلی تو، به صهبا چه احتیاج؟
  2. شمارهٔ ۲۸۰ای در نظر ناز تو، سلطان و گدا هیچ
  3. شمارهٔ ۲۸۱نبود خطری در ره بی پا و سران هیچ
  4. شمارهٔ ۲۸۲ماییم و همین آرزوی یار و دگر هیچ
  5. شمارهٔ ۲۸۳صور قیامت دمید، نالهء مرغان صبح
  6. شمارهٔ ۲۸۴ای نگاه تو پی غارت دلها گستاخ
  7. شمارهٔ ۲۸۵آسان نه به پیمانهٔ سرشار شود سرخ
  8. شمارهٔ ۲۸۶بهل آهنگ سلطانی درین کاخ
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.