پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۴

ای نگاه تو پی غارت دلها گستاخ

غمزهٔ شوخ تو، با مومن و ترسا گستاخ

شرم حسن تو به حدّی ست که با اینهمه شوق

نگشوده ست کسی چشم تماشا گستاخ

شیشه های دل ارباب وفا ریخته است

به سر کوی محبت، ننهی پا گستاخ

شمع را بال و پر مرغ نظر سوخته است

نتوان دید در آن چهرهٔ زیبا گستاخ

نقد یوسف صفتان، قلب زبونیست حزین

من کیم تا کنم اندیشهٔ سودا گستاخ؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۶بهل آهنگ سلطانی درین کاخ
  2. شمارهٔ ۲۸۷زان شمع گلعذاران، هرجا سخن برآید
  3. شمارهٔ ۲۸۸اشکم از دیده به دنبال کسی می‌آید
  4. شمارهٔ ۲۸۹چون نخل تو از ناز گرانبار برآید
  5. شمارهٔ ۲۹۰دمی که حرف وداعت به گوش می‌آید
  6. شمارهٔ ۲۹۱به آیینی که ترسازاده از بتخانه می‌آید
  7. شمارهٔ ۲۹۲طرب ای دل که یار می آید
  8. شمارهٔ ۲۹۳صبا را گرد سر گردم، که از کوی تو می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.