پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۷

زان شمع گلعذاران، هرجا سخن برآید

پروانه از چراغان، مرغ از چمن برآید

گر طره برفشاند، آن عنبرین سلاسل

شوریده سر به بویش، مشک از ختن برآید

در هر زمین که گردد، میراب عشق، دهقان

گر خار و خس فشانی سرو و سمن برآید

همچون صدف به سینه، هر نکته را بپرور

گوهر نگشته حیف است، حرف از دهن برآید

دارم ز داغ حسرت، روشن مزار خود را

مانند شمع فانوس، آه از کفن برآید

چون برگ گل که آید، با آب جو ز گلشن

با اشک، پارهٔ دل، از چشم من برآید

احسان عشق با من افزون حزین از آنست

کز عهدهٔ بیانش، کام و دهن برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۹چون نخل تو از ناز گرانبار برآید
  2. شمارهٔ ۲۹۰دمی که حرف وداعت به گوش می‌آید
  3. شمارهٔ ۲۹۱به آیینی که ترسازاده از بتخانه می‌آید
  4. شمارهٔ ۲۹۲طرب ای دل که یار می آید
  5. شمارهٔ ۲۹۳صبا را گرد سر گردم، که از کوی تو می‌آید
  6. شمارهٔ ۲۹۴سیه‌چشمی دلم را از پی تسخیر می‌آید
  7. شمارهٔ ۲۹۵از مزرع آمال چه امّید برآید
  8. شمارهٔ ۲۹۶به خاطر چون خیال لعل آن رنگین عتاب آید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.