پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۵

از مزرع آمال چه امّید برآید

نخلی که در آن ریشه کند، بید برآید

نه جلوهٔ برقی، نه هواداری ابری

بی برگ گیاهم به چه امّید برآید

بی فیض تر از میکدهٔ ماه صیامم

تا از افق جام، مه عید برآید

گر جام کند جلوه گری در کف ساقی

بانگ طرب از دخمهٔ جمشید برآید

دارد سخنی درگره گوشهٔ ابرو

مقصود از این بیت به تعقید برآید

ساغر چو زند، شیشهٔ گردون شکند می

ساقی چو شود، جام به جمشید برآید

ما راست حزین ، سرو ریاض دل حیران

آزاده جوانی که به تجرید برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۷سحر ز هاتف میخانه ام سروش آمد
  2. شمارهٔ ۲۹۸شب زلف تو در خیالم آمد
  3. شمارهٔ ۲۹۹یک ره به سر تربتم از ناز نیامد
  4. شمارهٔ ۳۰۰شبی ز هجر تو ما را به سر نمی‌آید
  5. شمارهٔ ۳۰۱عشق سرکش، به فغان، زین دل ناشاد آمد
  6. شمارهٔ ۳۰۲کند بر تخت عزت جا، چو از تن جان برون آید
  7. شمارهٔ ۳۰۳نقاب از چهره بگشا تا ز غربت جان برون آید
  8. شمارهٔ ۳۰۴از ناز نقش پایت، بر خاک مشکل آید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.