پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۹

یک ره به سر تربتم از ناز نیامد

این جان ز تن رفته، دگر باز نیامد

پیغام دروغی که فریبد دل ما را

افسوس کزان لعل فسون ساز نیامد

خونین جگری بی تو نهفتیم ولیکن

از گریه، نگه داشتن راز نیامد

رفتم که نویسم من سودا زده حرفی

از مطلب گم گشته خبر باز نیامد

روزی که به دل ناله گره بود حزین را

ناقوس صنم خانه به آواز نیامد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۱عشق سرکش، به فغان، زین دل ناشاد آمد
  2. شمارهٔ ۳۰۲کند بر تخت عزت جا، چو از تن جان برون آید
  3. شمارهٔ ۳۰۳نقاب از چهره بگشا تا ز غربت جان برون آید
  4. شمارهٔ ۳۰۴از ناز نقش پایت، بر خاک مشکل آید
  5. شمارهٔ ۳۰۵غرور ناز با کوه تحمّل برنمی‌آید
  6. شمارهٔ ۳۰۶تاکی ز جوی هر مژه ام اشک و خون رود
  7. شمارهٔ ۳۰۷ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد
  8. شمارهٔ ۳۰۸نالم به اثر گر غم او یار نباشد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.