پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۸

نالم به اثر گر غم او یار نباشد

گریم به نمک، دیده چو خونبار نباشد

بخرام به بالین من ای آینه سیما

دارم نفسی کآینه را بار نباشد

لب می مکم از چاشنی درد، ببینید

خون در دلم از لعل لب یار نباشد

از وادی غم می شنوم آه ضعیفی

ای اشک سراغی، دل بیمار نباشد؟

آن نخل وفا از بر من می رود امّا

روزی که مرا طاقت رفتار نباشد

خودداری یار از دل صدپارهٔ ما چیست؟

زخمی شدن از تیغ جفا عار نباشد

هر پاره حزین ، از جگرت درکف دردیست

بی درد، به حال تو گرفتار نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۰دل هر قطره‌ای دریای اسرار تو می‌باشد
  2. شمارهٔ ۳۱۱ز خاموشی دلم را پاس الفت مدعا باشد
  3. شمارهٔ ۳۱۲مرا آزادگی شیرازهٔ آمال می باشد
  4. شمارهٔ ۳۱۳گر رخ به ما نمایی، ای خوش لقا چه باشد؟
  5. شمارهٔ ۳۱۴خوش آن عاشق که شیدای تو باشد
  6. شمارهٔ ۳۱۵از غم، دل حیران چه خبر داشته باشد؟
  7. شمارهٔ ۳۱۶جانان ز من آیا خبری داشته باشد؟
  8. شمارهٔ ۳۱۷دل آزاده، باخدا باشد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.