پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۴

خوش آن عاشق که شیدای تو باشد

بیابان گرد سودای تو باشد

سواد سومنات اعظم دل

خراب چشم شهلای تو باشد

من این دستی که افشاندم به کونین

به دامان تمنای تو باشد

گریبانگیر زهد پارسایان

نگاه باده پیمای تو باشد

ندارد ناله در چیزی که تأثیر

دل چون سنگ خارای تو باشد

شود دوزخ، گلستان خلیلم

اگر در دل تمنای تو باشد

گذارد هر که پا بر جسم خاکی

به طور عشق، موسای تو باشد

نشیند کی، دلی در سینه ای تنگ؟

که تنها گرد صحرای تو باشد

شفابخش دل ما دردمندان

لب لعل مسیحای تو باشد

کمندانداز گردنهای شیران

سر زلف چلیپای تو باشد

شکست کفر و کین، خونریز اسلام

ز مژگان صف آرای تو باشد

سرا پا دیده شد، آیینهٔ دل

که حیران سرا پای تو باشد

حزین ، ارام بخش تلخ کامان

نی کلک شکرخای تو باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۶جانان ز من آیا خبری داشته باشد؟
  2. شمارهٔ ۳۱۷دل آزاده، باخدا باشد
  3. شمارهٔ ۳۱۸خورشید، درین کلبه شب افروز نباشد
  4. شمارهٔ ۳۱۹ضمیر جمع روشن، بی صفا هرگز نمی باشد
  5. شمارهٔ ۳۲۰نشان وحشی من در دل بی کینه پیدا شد
  6. شمارهٔ ۳۲۱فروزان چهره چون شمع آمدی، دلها تسلّی شد
  7. شمارهٔ ۳۲۲ای سیل مرگ، بی تو دل تشنه آب شد
  8. شمارهٔ ۳۲۳سر رشته صبری که ز دل رفت و نهان شد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.