پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۱

فروزان چهره چون شمع آمدی، دلها تسلّی شد

شب روشن سوادان از خطت صبح تجلّی شد

شنیدی شکوهام، از شرم طاقت آب گردیدم

به حرفم گوش دادی، بر زبانم لفظ، معنی شد

به سویم گرم دیدی، شبنم آسا از میان رفتم

به وصلم وعده دادی، خاطر از دوری تسلی شد

صبا می کرد ازگلشن به مرغان قفس نقلی

دماغ آشفتگان را عطر گیسویت تمنّی شد

نمودی حسن روزافزون، بهشت نقد را دیدم

به فرقم سایهٔ رحمت فکندی، رشک طوبی شد

دل دیوانه میزد با خیال نرگست نقشی

ز شوخیهای مژگان تو، داغ چشم لیلی شد

حزین کنج قفس بیهوده می باشد پرافشانی

به گیتی مایهٔ آسایشم کوتاه بالی شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۳سر رشته صبری که ز دل رفت و نهان شد
  2. شمارهٔ ۳۲۴از سبزه سبز، پشت لب جویبار شد
  3. شمارهٔ ۳۲۵درکارگاه غیب چو طرح لباس شد
  4. شمارهٔ ۳۲۶افزود خواب غفلت جاهل چو پیر شد
  5. شمارهٔ ۳۲۷پری گر وا کنم، پروانهٔ شمع تو خواهم شد
  6. شمارهٔ ۳۲۸فقرم کجا ز جلوهٔ دنیا زبون شود؟
  7. شمارهٔ ۳۲۹جگر تشنه ام از لعل تو سیراب شود
  8. شمارهٔ ۳۳۰خجل در برم، عقل نادان نشیند
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.