پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۷

پری گر وا کنم، پروانهٔ شمع تو خواهم شد

سمندر ساز آتشخانهٔ شمع تو خواهم شد

شبی پروانه سان گرد سرت گشتم، چه دانستم

که برگرد جهان افسانهٔ شمع تو خواهم شد

سرم گرم عروج نشئهٔ داغ است، می دانم

که مست از آتشین پیمانهٔ شمع تو خواهم شد

سحر ته پیرهن دیدم تو را چون شمع فانوسی

گریبان می درم، دیوانهٔ شمع تو خواهم شد

به تار آشنایی بسته بودم دل، ندانستم

که از پاس ادب، بیگانهٔ شمع تو خواهم شد

ز اشک و آه بی تابانه ام روشن بود کامشب

فدای جلوهٔ مستانهٔ شمع تو خواهم شد

حزین تیره روز خوبش را یک شب نپرسیدی

شهید خوی بی‌باکانهٔ شمع تو خواهم شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۹جگر تشنه ام از لعل تو سیراب شود
  2. شمارهٔ ۳۳۰خجل در برم، عقل نادان نشیند
  3. شمارهٔ ۳۳۱بفشه چون ز بناگوش یار برخیزد
  4. شمارهٔ ۳۳۲فروزان کن ز رخ، کاشانهای چند
  5. شمارهٔ ۳۳۳خوشا شمعی که سر تا پا بسوزد
  6. شمارهٔ ۳۳۴نگاه گرم، چو رخسار آتشین تو بوسد
  7. شمارهٔ ۳۳۵روی تو به خورشید فلک نور فروشد
  8. شمارهٔ ۳۳۶در دیدهٔ من غیر رخ یار نگنجد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.