پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۱

بفشه چون ز بناگوش یار برخیزد

خروش بلبل وبوی بهار برخیزد

چه دولت است که در پای خم چو بنشینم

به جلوه، ساقی مشکین عذار برخیزد؟

به این کرشمه که از خاک کشتگان گذری

هزار ناله ز سنگ مزار برخیزد

ز دامن مژهٔ چشم سرمه ای پوشش

به صید دل نگه جان شکار برخیزد

ز ریزش مژه کز فیض اشک سیراب است

هزار رنگ گلم، ازکنار برخیزد

درین چمن سرکلک تو سبز باد حزین

که شور بلبل ازین شاخسار برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۳خوشا شمعی که سر تا پا بسوزد
  2. شمارهٔ ۳۳۴نگاه گرم، چو رخسار آتشین تو بوسد
  3. شمارهٔ ۳۳۵روی تو به خورشید فلک نور فروشد
  4. شمارهٔ ۳۳۶در دیدهٔ من غیر رخ یار نگنجد
  5. شمارهٔ ۳۳۷نخست از عاشقان بی جرمی آن نامهربان رنجد
  6. شمارهٔ ۳۳۸قاصدی کو که پیامی برِ دل‌دار برد؟
  7. شمارهٔ ۳۳۹با تیغ‌بازی مژه‌ات جان که می‌برد؟
  8. شمارهٔ ۳۴۰در صیدگاه ناز تو بسمل به خون تپد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.