پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۸

قاصدی کو که پیامی برِ دل‌دار برد؟

سوی گلشن خبرِ مرغ گرفتار برد؟

یوسفی کو که به گلبانگِ خریداریِ خویش

سینه‌چاکم چو گل از خانه به بازار برد؟

قوّتی داده به فرهاد و به مجنون ضعفی

هرکه را عشق ز راهی به سر کار برد

عکس خواهش ز بس از مردم دنیا دیدم

جوهر آینه‌ام حسرتِ زنگار برد

بهر مَشّاطگیِ چهرهٔ گل باد صبا

بویی از پیرهنت جانبِ گلزار برد

بس که چون نقش قدم محو سراپای توام

رشک بر حیرت من صورت دیوار بَرَد

کار دل رفت ز دست از غم ایّام حزین

جلوهٔ عشوه‌گری کو که دل از کار برد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۰در صیدگاه ناز تو بسمل به خون تپد
  2. شمارهٔ ۳۴۱دمی که از رخ ساقی خوی حجاب چکد
  3. شمارهٔ ۳۴۲بوی زلفی به گریبان صبا ریخته اند
  4. شمارهٔ ۳۴۳چو سنبل تو به طرف سمن فرو ریزد
  5. شمارهٔ ۳۴۴مبادا رو کسی زان قبلهٔ ابرو بگرداند
  6. شمارهٔ ۳۴۵درکشوری که مهر و وفا می فروختند
  7. شمارهٔ ۳۴۶شلایین نرگسش مست شراب آلوده را ماند
  8. شمارهٔ ۳۴۷کوته نظران زلف سیه کار ندانند
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.