پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۳

چو سنبل تو به طرف سمن فرو ریزد

دل شکسته اش از هر شکن فرو ریزد

به شیوه ای که ز گلبرگ تر چکد شبنم

نمک ز لعل تو شیرین سخن، فرو ربزد

نقاب زلف ز عارض اگر براندازی

صنم ز طاق دل برهمن فرو ریزد

خرام ناز تو ای شاخ گل، قیامت را

به خاک عاشق خونین کفن فرو ریزد

به سجده گاه تو، سر بر زمین چنان کوبم

که لرزه بر جگر اهرمن فرو ریزد

به کاوش مژه نازم که از جراحت دل

به خاک کوی تو خون یمن فرو ریزد

به بیستون قدم آهسته تر نهم، ترسم

که پاره های دل کوهکن فرو ریزد

نشاط بی تو همانا، حرام گشته به دل

که باده، خون شود از چشم من فرو ریزد

ز چین طره آن نازنین غزال، حزین

چه نافه هاکه به جیب ختن فروریزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۵درکشوری که مهر و وفا می فروختند
  2. شمارهٔ ۳۴۶شلایین نرگسش مست شراب آلوده را ماند
  3. شمارهٔ ۳۴۷کوته نظران زلف سیه کار ندانند
  4. شمارهٔ ۳۴۸خوبان به ره مهر و وفا پا نگذارند
  5. شمارهٔ ۳۴۹حریف عیش جهان بی دماغ می ماند
  6. شمارهٔ ۳۵۰رخ تو رونق صبح بهار می شکند
  7. شمارهٔ ۳۵۱شوریده دلی دارم، دیوانه چنین باید
  8. شمارهٔ ۳۵۲دلم که شاهد امّید، در کنار ندید
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.