پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۲

دلم که شاهد امّید، در کنار ندید

جبین صبح شب تار انتظار ندید

در آفتاب قیامت به سر چگونه برد

کسی که سایهٔ آن سرو پایدار ندید؟

دلم که بوی گلش بر دماغ بود گران

چه فتنه ها که در آن زلف تابدار ندید

شمرده زد نفس خو هرکه در عالم

چو صبح، آینهٔ خاطرش غبار ندید

حزین ، به بلبل آواره زآشیان رحم است

که در خزان ز چمن رفت و نوبهار ندید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۴از دلم برخاست دودی، آسمان آمد پدید
  2. شمارهٔ ۳۵۵جایی که از سپند نگردد فغان بلند
  3. شمارهٔ ۳۵۶در دل غم آن لاله عذار است ببینید
  4. شمارهٔ ۳۵۷بهار شد که چمن جام ارغوان گیرد
  5. شمارهٔ ۳۵۸از ما فلک دون چه به یغما بستاند؟
  6. شمارهٔ ۳۵۹خواهم به دل آن نرگس مستانه در افتد
  7. شمارهٔ ۳۶۰زهر غم هجر تو به جان کارگر افتاد
  8. شمارهٔ ۳۶۱بی پا و سر ز قدر و شرف کام می برد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.