پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۸

از ما فلک دون چه به یغما بستاند؟

این سفله چه داده ست که از ما بستاند؟

کوثر جگر تشنه فرستد به سوالش

خاری که نم از آبله ی پا بستاند

گر نیست تبسم، سر دشنام سلامت

دل کام خود از لعل شکرخا بستاند

سودای کریمان همه سود است که نیسان

گوهر عوض قطره ز دریا بستاند

از گرسنه چشمان به حذر باش که ساغر

هر قطره که خم داد، ز مینا بستاند

این است حزین ، از کرم ساقی امیدم

ما را به یکی جرعه می، از ما بستاند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۰زهر غم هجر تو به جان کارگر افتاد
  2. شمارهٔ ۳۶۱بی پا و سر ز قدر و شرف کام می برد
  3. شمارهٔ ۳۶۲از پرده چو خواهد، گل رخسار برآرد
  4. شمارهٔ ۳۶۳کشم چو آه، دل ناتوان بیاساید
  5. شمارهٔ ۳۶۴اگر نسیم نباشد که زلف بگشاید؟
  6. شمارهٔ ۳۶۵صباحت کو که گل را بر سرم شور جنون سازد؟
  7. شمارهٔ ۳۶۶در این دو هفته که با گل مدار می‌گذرد
  8. شمارهٔ ۳۶۷گریبان چاکم و جانان مرا دیوانه پندارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.