پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۵

صباحت کو که گل را بر سرم شور جنون سازد؟

ملاحت کو که بر داغم نمکدان را نگون سازد؟

نباشد اینقدر،گر تیغ مژگانش گران تمکین

دل سنگین ما را مرد می باید که خون سازد

لبش گر دل نپردازد به شیرین کاری حرفی

هجوم غم غبار خاطرم را بیستون سازد

بساط مهر و مه را وقت آن شد تا به هم پیچم

غرور طبع من تا چند با بخت زبون سازد

به وحدتخانه ای باشد حزین ذوق سماع ما

که مطرب سبحه و زنار، تار ارغنون سازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۷گریبان چاکم و جانان مرا دیوانه پندارد
  2. شمارهٔ ۳۶۸هوای عشق برونم ز ننگ و نام کشید
  3. شمارهٔ ۳۶۹لب تشنهٔ تیغیم، ز کوثر چه گشاید؟
  4. شمارهٔ ۳۷۰ترسم از چشم خوشت غافل نگاهی سر زند
  5. شمارهٔ ۳۷۱ساغر نزنم تا بتوان خون جگر زد
  6. شمارهٔ ۳۷۲به خاموشی صفیر آشنایی می توانم زد
  7. شمارهٔ ۳۷۳گر به شوخی شرری در پر پروانه زدند
  8. شمارهٔ ۳۷۴تهمت برق تجلی ست که بر طور زدند
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.