پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۲

به خاموشی صفیر آشنایی می توانم زد

چو نی از داغهای خود نوایی می توانم زد

همین من مانده ام امروز تنها از دل افگاران

که پیش دوستان حرف وفایی می توانم زد

نوا سنج خموشی کیست غیر از من درین گلشن؟

که حرفی با نگاه سرمه سایی می توانم زد

اگر دستم بود کوتاه اما همّتی دارم

که بر نقد دو عالم پشت پایی می توانم زد

عبث خون جگر ضایع کنی ای چشم بی پروا

ازین می ساغر مردآزمایی می توانم زد

چنان عاجز نیم کز حال من غافل شود نازت

به خون خویش هم من دست و پایی می توانم زد

دلم با حلقهٔ ماتم نشینان الفتی دارد

هنوز ای گریه ناکان، های هایی می توانم زد

نیارم چون جرس برداشت از دوش کسی باری

همین گم کرده راهان را، صلایی می توانم زد

نیم بیگانه زان گل، خارخاری در جگر دارم

چو بلبل نالهٔ درد آشنایی می توانم زد

حزین از خودنمی گویم سخن، گوشی به حرفم کن

نیم من، از دم نایی نوایی می توانم زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۴تهمت برق تجلی ست که بر طور زدند
  2. شمارهٔ ۳۷۵بیخودان بانگ اناالحق که درین دار زدند
  3. شمارهٔ ۳۷۶یاد وصلی که دل از هجر خبردار نبود
  4. شمارهٔ ۳۷۷شب که در خلوت اندیشه تمنّای تو بود
  5. شمارهٔ ۳۷۸بزم وصل است و غم هجر همان است که بود
  6. شمارهٔ ۳۷۹با چرخ سفله، همّت ما در نبرد بود
  7. شمارهٔ ۳۸۰محرومی وصال تو دل را نوید بود
  8. شمارهٔ ۳۸۱یاد آن زمان که بادهٔ عشرت به کام بود
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.