پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۶

یاد وصلی که دل از هجر خبردار نبود

در میان این تن ویران شده دیوار نبود

حسن درپیرهن عشق تجلّی می کرد

پردهٔ دیده حجاب رخ دیدار نبود

داشت جا، فاخته در جامهٔ یکتایی سرو

طوق گردن به گلو، حلقهٔ زنّار نبود

لیلی پرده نشین این همه دیوانه نداشت

یوسف مصر سراسر رو بازار نبود

دیدهٔ احول ادراک نمی دید دویی

در میان من و یار، اسم من و یار نبود

شمع من پیرهنی جز پر پروانه نداشت

کار بر سوختگان اینهمه دشوار نبود

بلبل از غنچهٔ منقار، به دامن گل داشت

خار اندیشه به پیراهن گلزار نبود

شب که می زد رقم این تازه غزل، خامه حزین

مستیی بود رگش را، که خبردار نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۸بزم وصل است و غم هجر همان است که بود
  2. شمارهٔ ۳۷۹با چرخ سفله، همّت ما در نبرد بود
  3. شمارهٔ ۳۸۰محرومی وصال تو دل را نوید بود
  4. شمارهٔ ۳۸۱یاد آن زمان که بادهٔ عشرت به کام بود
  5. شمارهٔ ۳۸۲طاق میخانهٔ مستان خم ابروی تو بود
  6. شمارهٔ ۳۸۳همّت ما مدد پیر و جوان خواهد بود
  7. شمارهٔ ۳۸۴امشب که دل در آتش آن گلعذار بود
  8. شمارهٔ ۳۸۵در دیده مرا بی تو پریشان نظری بود
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.