پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۷

شب که در خلوت اندیشه تمنّای تو بود

گل داغ دل من انجمن آرای تو بود

جلوه در آینه ام پرتو رخسار تو داشت

سینه آتشکدهٔ حسن دلارای تو بود

مژه بر هم نزدم آینه سان در همه عمر

بس که در دیدهٔ من ذوق تماشای تو بود

دل شیدا شده ام داغ تمنّای تو داشت

سر سودا زده ام خاک کف پای تو بود

صید آهونگهان، غمزهٔ غمّاز تو کرد

دام جادوصفتان، زلف چلیپای تو بود

عشق سرکش اثر از حسن گلوسوز تو داشت

داغ حسرت گلی از دامن صحرای تو بود

کفر و دین را به کسی فتنهٔ چشمت نگذاشت

در سواد حرم و بتکده غوغای تو بود

باده در ساغر دل نرگس مخمور تو ریخت

مستی ما همه از جام مصفّای تو بود

گل باغ نظرم غنچهٔ سیراب تو شد

سرو بستان دلم قامت رعنای تو بود

گوهر عاشق سرگشته و معشوق یکیست

در حقیقت من و ما، موجهٔ دریای تو بود

نشئه ها داشت حزین ، سجدهٔ مستانهٔ تو

دُرد میخانه مگر خاک مصلّای تو بود؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۹با چرخ سفله، همّت ما در نبرد بود
  2. شمارهٔ ۳۸۰محرومی وصال تو دل را نوید بود
  3. شمارهٔ ۳۸۱یاد آن زمان که بادهٔ عشرت به کام بود
  4. شمارهٔ ۳۸۲طاق میخانهٔ مستان خم ابروی تو بود
  5. شمارهٔ ۳۸۳همّت ما مدد پیر و جوان خواهد بود
  6. شمارهٔ ۳۸۴امشب که دل در آتش آن گلعذار بود
  7. شمارهٔ ۳۸۵در دیده مرا بی تو پریشان نظری بود
  8. شمارهٔ ۳۸۶امشب که از فروغ رخش، لاله داغ بود
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.