پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۲

طاق میخانهٔ مستان خم ابروی تو بود

صاف پیمانهٔ عرفان، رخ نیکوی تو بود

خسرویها به هوایت دل مسکینم کرد

گنج بادآور من خاک سر کوی تو بود

صبح دیوانه ی آن چاک گریبان می گشت

شب سیه مست خیال خط هندوی تو بود

دلبران در خم زلف تو گرفتار شدند

آفت شیر شکاران، شکن موی تو بود

کار آشفته دلان، راست به ایمای تو شد

شب که محراب دعا قبلهٔ ابروی تو بود

نشئه در طینت می چشم فسون سازت ریخت

ساقی میکده ها نرگس جادوی تو بود

سرو قدّان همه در سایهٔ دیوار تُواند

چشم آهو نگهان محو سگ کوی تو بود

شیشه بودیم که صهبای تو بیرون زد رنگ

دیده بودیم که همراه صبا بوی تو بود

شب که در بتکده نالیدی از اخلاص حزین

حق پرستان همه را گوش به یاهوی تو بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۴امشب که دل در آتش آن گلعذار بود
  2. شمارهٔ ۳۸۵در دیده مرا بی تو پریشان نظری بود
  3. شمارهٔ ۳۸۶امشب که از فروغ رخش، لاله داغ بود
  4. شمارهٔ ۳۸۷ز حشر مستی ما را چه باک خواهد بود؟
  5. شمارهٔ ۳۸۸حاشا که دل به درد تو دادن نهان بود
  6. شمارهٔ ۳۸۹به قامت شاخ گل را از دمیدن باز می دارد
  7. شمارهٔ ۳۹۰خوش آنکه ساقی مجلس نقاب بردارد
  8. شمارهٔ ۳۹۱آن یار بی حقیقت، پاس وفا ندارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.