پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۹

به قامت شاخ گل را از دمیدن باز می دارد

به شوخی جاده را از آرمیدن باز می دارد

رهایی کی توان از پنجهٔ گیرای صیّادی؟

که تیغش خون ما را از چکیدن باز می دارد

گران افتاد از بس پلّهٔ تمکین، خرامش را

دل بی طاقتم را از تپیدن باز می دارد

من دیدار بین با دورباش غمزه چون سازم؟

نگه را از سر مژگان رسیدن باز می دارد

ز هر سو بس که رنگ جلوه ریزد جذبهٔ لیلی

دل وحشی صفت را از رمیدن باز می دارد

بنازم حیرت نظّارهٔ حسنی که اشکم را

چو آب تیغ از مژگان چکیدن باز می دارد

به یکبار از دو عالم قطع دندان طمع کردن

لب افسوسیان را ازگزیدن باز می دارد

لطافت بس که می جوشد ز پیکان خدنگ او

دهان زخم دل را از مکیدن باز می دارد

ز بس غیرت گره گردیده در خاطر سپندم را

نفس را از دل سوزان، کشیدن باز می دارد

حزین ، از غیرت عشقیم محو یوسفستانی

که حیرت تیغ را ازکف بریدن باز می دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۱آن یار بی حقیقت، پاس وفا ندارد
  2. شمارهٔ ۳۹۲به غیر از گریه عاشق در جهان کاری نمی دارد
  3. شمارهٔ ۳۹۳گلستان محبّت سرو آزادی نمی دارد
  4. شمارهٔ ۳۹۴به غیر از بزم خاموشی که آوازی نمی دارد
  5. شمارهٔ ۳۹۵دلِ شاد، رند می آشام دارد
  6. شمارهٔ ۳۹۶دل بیگانه مشرب با نگاه آشنا دارد
  7. شمارهٔ ۳۹۷طرب یعقوب من در گوشهٔ بیت الحزن دارد
  8. شمارهٔ ۳۹۸نیم ز افسردگی عاشق ولی دل یاد او دارد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.