پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۴

به غیر از بزم خاموشی که آوازی نمی دارد

کدامین راز را دیدی که غمّازی نمی دارد؟

بساط عشرت نازک مزاجان دارد آرامی

لب پرخندهٔ گل هرگز آوازی نمی دارد

هجوم سیل شوید گرد از پیشانی صحرا

به غیر از گریه، دل آیینه پردازی نمی دارد

تو نازکدل چرا ازگریهٔ من روی می تابی؟

کدامین شاخ گل، مرغ سخن سازی نمی دارد؟

نمی گردم اگر گرد سرت، خاطر نرجانی

که بال مرغ بسمل گشته پروازی نمی دارد

به خواری، شحنهٔ عشق افکند از سینه بیرونش

دل کبکی که زخم، از چنگل بازی نمی دارد

گلستان جهان را دیده ام با عندلیبانش

حزین ، امروز چون من نغمه پردازی نمی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۶دل بیگانه مشرب با نگاه آشنا دارد
  2. شمارهٔ ۳۹۷طرب یعقوب من در گوشهٔ بیت الحزن دارد
  3. شمارهٔ ۳۹۸نیم ز افسردگی عاشق ولی دل یاد او دارد
  4. شمارهٔ ۳۹۹دل در خم زلف او سودای دگر دارد
  5. شمارهٔ ۴۰۰حریفان هر که را دیدیم در دل کلفتی دارد
  6. شمارهٔ ۴۰۱مرغ اسیری که زخم خار ندارد
  7. شمارهٔ ۴۰۲نکهت زلف تو را شمال ندارد
  8. شمارهٔ ۴۰۳دل بی جهت شکایتی از روزگار کرد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.