پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۵

دلِ شاد، رند می آشام دارد

جم دور خوبش است تا جام دارد

چو گوهر، دل عارف از لنگر خویش

درین بحر پر شورش، آرام دارد

خلانند در دیده صد نیش خارش

ز یک چشم خوابی، که بادام دارد

در آیینهٔ طلعت یار پیداست

به ما، هر چه در پرده ایام دارد

نه از بخت دارم شکایت نه از چرخ

مرا یار بی رحم، ناکام دارد

به گرد عذارش خط کافر است این

که صبح امید مرا شام دارد

بود ننگ از نام رندی که در عشق

غم ننگ دارد، سر نام دارد

حزین ، از کران تا کران حرف عشق است

نه آغاز دارد، نه انجام دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۷طرب یعقوب من در گوشهٔ بیت الحزن دارد
  2. شمارهٔ ۳۹۸نیم ز افسردگی عاشق ولی دل یاد او دارد
  3. شمارهٔ ۳۹۹دل در خم زلف او سودای دگر دارد
  4. شمارهٔ ۴۰۰حریفان هر که را دیدیم در دل کلفتی دارد
  5. شمارهٔ ۴۰۱مرغ اسیری که زخم خار ندارد
  6. شمارهٔ ۴۰۲نکهت زلف تو را شمال ندارد
  7. شمارهٔ ۴۰۳دل بی جهت شکایتی از روزگار کرد
  8. شمارهٔ ۴۰۴من شعله ام، به پیرهنم هر که خار کرد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.