پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۷

طرب یعقوب من در گوشهٔ بیت الحزن دارد

چمن در آستین چشمم، ز بوی پیرهن دارد

کسی کآشفته حال جلوه هر جایی او شد

نیاز بلبلان با نازنینان چمن دارد

صدف در پاس گوهر، بسته می دارد دهان خود

لب خاموش من حرفی از آن شیرین سخن دارد

توان دانست حال شب نشینان وصالش را

ز آه آتش آلودی که شمع انجمن دارد

به خواب مرگ هم از دست دل یک دم نیاسایم

کف بی طاقت من کار با جیب کفن دارد

غزال شیرگیر نرگس مستش به استغنا

نگاهی با سیه چشمان صحرای ختن دارد

به درمان دل پرخون من برآب زد نقشی

لب پیمانه پیغامی، به آن پیمان شکن دارد

سزدگر بیستون نازد به بازو، عشق ظالم را

کدامین لاله رنگین تر، ز خون کوهکن دارد؟

نمی آید حزین از دست من کار دل نازک

که این مینا می پر زوری از عشق کهن دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۹دل در خم زلف او سودای دگر دارد
  2. شمارهٔ ۴۰۰حریفان هر که را دیدیم در دل کلفتی دارد
  3. شمارهٔ ۴۰۱مرغ اسیری که زخم خار ندارد
  4. شمارهٔ ۴۰۲نکهت زلف تو را شمال ندارد
  5. شمارهٔ ۴۰۳دل بی جهت شکایتی از روزگار کرد
  6. شمارهٔ ۴۰۴من شعله ام، به پیرهنم هر که خار کرد
  7. شمارهٔ ۴۰۵در دل سخت تو هر چند که جا نتوان کرد
  8. شمارهٔ ۴۰۶طرّهٔ ناز را دو تا کرد که کرد؟ یار کرد
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.