پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۳

دل بی جهت شکایتی از روزگار کرد

هر کار کرد، یار فراموشکار کرد

از وعدهٔ وصال، غم از دل نمی رود

نتوان به بوی باده علاج خمار کرد

گل گل شکفت داغ تو از دامن دلم

این دشت برق تاخته آخر بهار کرد

می کرد کاش چارهٔ بی تابی مرا

مشّاطه ای که زلف تو را تابدار کرد

از دل نمی رود به وصال ابد برون

خونی که در دلم ستم انتظار کرد

با بی قراری دل عاشق چه می کند؟

حسنی که آب آینه را موج دار کرد

در دیده بس که برق نگاه تو گرم بود

اشک مرا به دامن مژگان شرار کرد

یاد تو بس که می گذرد گرم از دلم

چون برگ لاله سینهٔ من داغدار کرد

هرگز خدنگ چرخ ز صیدی خطا نشد

این حلقهٔ کمان چقدرها شکار کرد

موج تبسّم خوش آن غنچه لب حزین

داغ دل مرا گل صبح بهار کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۵در دل سخت تو هر چند که جا نتوان کرد
  2. شمارهٔ ۴۰۶طرّهٔ ناز را دو تا کرد که کرد؟ یار کرد
  3. شمارهٔ ۴۰۷بلبل به گلستان سخن از روی تو می کرد
  4. شمارهٔ ۴۰۸چند پرسی نگهش با دل افگار چه کرد
  5. شمارهٔ ۴۰۹دلم از زمزمه عشق پریشان می‌کرد
  6. شمارهٔ ۴۱۰از وصل، دل بی سر و پا را که خبر کرد؟
  7. شمارهٔ ۴۱۱بار غم عشق تو مرا پشت دوتا کرد
  8. شمارهٔ ۴۱۲کف چون تهی‌ست جوهر انسان چه می‌کند؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.